عشق و آسودگی خیال
جزئیات تکمیلی این موضوع به همراه بخشهای مهم در ادامه ارائه شده است.
آرامش خيال؟؟!
چرا به دنبال صلح و آرامشيم ؟ اكثر آدمها قبول دارند كه در زندگي به دنبال عشق و محبت بيشتر هستند اما جستجوي آرامش خيال را زير سؤال مي برند؟ راستي چرا بايد به دنبال اين آرامش باشيم ؟ زيرا عشق و آرامشِ خيال عناصري جدا نشدني هستند . عشق ، يك احساس يا عاطفه نيست. عشق ، مالكيت بر ديگري نيست. عشق ، پذيرفتن بدون قضاوت و داوري است. اگر به دنبال عشق بگرديد آرامش را مي يابيد و اگر در جستجو ارامش باشيد ، به عشق مي رسيد. معناي آرامش خوردن واليوم نيست. آرامش يعني توازن. توازن يا آرامش خيال ، منبع و منشا قدرت است. انسان آرام به معناي انسان خواب آلوده نيست! آرامش به مفهوم همسو شدن با قدرتها به جاي جنگيدن با آنهاست. آرامش به معناي بازتر ديدن تصاوير به جاي اسارت در جزئيات آنهاست. ما براي ياري رساندن به يكديگر به دنيا آمده ايم و به اين خاطر است كه جهان هستي نشانه هاي زير را در اختيار ما قرار داده است :
1ـ شادترين لحظات زندگي براي هر انساني ، لحظه ياري رساندن به همنوعان است.
2ـ عميق ترين احساسِ تنهايي زماني به انسان دست مي دهد كه هدف اصلي او در زندگي ، رسيدن به امنيت فردي باشد.
اگر شما هم از آن دسته افرادي هستيد كه در زندگي به دنبال امنيت مطلق مي گرديد ، سياره را اشتباه آمده ايد . بزرگترين بانكها ورشكست مي شوند ، بزرگترين شركتها با همه تشكيلاتشان ناپديد مي گردند ، هواپيماهاي غول پيكر سقوط مي كنند … امنيت را در درون خود جستجو كن. چگونه مي توان با بي اعتباري دنيا كنار آمد؟ راهش اين است: قبولش كن و از آن لذت ببر ، نيمي از لذت زندگي در اين است كه از اتفاقات فردا بي خبريم . با خودت عهد كن : هر اتفاقي كه بيفتد با آن كنار مي آيم . رو در روي همه ترسها مي ايستم. اگر خانه ام بسوزد كوچ مي كنم. اگر اخراج شوم استعفا مي دهم ! و اگر اتوبوس زيرم بگيرد مي ميرم! پايان ماجرا و اين واقعيت زندگي است. زمين ، مكان پر مخاطره اي است خيلي ها در اينجا مي ميرند! اما اين بدان معني نيست كه تمام عمر بايد مثل يك خرگوشِ هراسان زندگي كنيم. خدايا ، خدايا چگونه به آرامش خيال برسم؟ بخشي از آن به نگرش شما مربوط مي شود و بخشي ديگر به ايجاد عادت روزمره آرامش ذهن . حالا ديگر بيشتر مردم فهميده اند كه زندگي كردن در زمان حال چقدر دشوار است . در واقع بيشترين وقت ما يا به افسوس گذشته صرف مي شود و يا به هراس آينده . زيستن در لحظه حال همانند راه رفتن روي طناب است و در ابتداي كار ، افتادن اجتناب ناپذير است اما با تكرار و تمرين مي توان حفظ تعادل را آموخت. براي نگه داشتن ذهن در زمان حال ، فنون زير به شما توصيه مي شود:
رعایت اصول درست و استفاده از تجربههای کاربردی میتواند نتیجه نهایی را بهتر کند.

1ـ براي هر كاري وقت نامحدودي به خود بدهيد و شتاب را از زندگي خود حذف كنيد. در حال انجام هر كاري با خود بگوييد : وقتي سرگرم نوشتن اين نامه هستم (و يا هر كار ديگر …) تمام حواسم همين جاست هر چقدر مي خواهد طول بكشد . عجله ، بي عجله!
2ـ هشياري حيوانات را الگوي خود قرار دهيد . سعي كنيد وقتي مثلا غذا مي خوري مزه تمام لقمه هايتان را حس كنيد ، وقتي با دوستي به صحبت مي نشينيد تمام كلماتش را بشنويد ، وقتي به ترانه اي گوش مي سپاريد تك تك نت ها را احساس كنيد ، وقتي قدم مي زنيد همه درختها را ببينيد . اگر تلاش كنيد زيستن در زمان حال را ياد مي گيريد. تحقيقات و پژوهشهاي مختلف نشان داده اند كه آسودگي ذهن براي سلامتي جسم مفيد و ضروري است.
نتيجه:
زماني براي آسودگي و خلوت خويش اختصاص دهيد . لحظاتي روي تخت دراز بكشيد و به آسمان و عظمت آن نگاه كنيد تا جايگاه خود را در نظام هستي بيابيد . آسودگي ذهن براي سلامتي جسم مفيد و ضروري است
منبع: تلگرام
بسیاری از افراد با شناخت نکات مهم میتوانند از اشتباهات رایج جلوگیری کنند.
Http//telegram.me/tomanina
برچسب:
نویسنده: پارسا اکبری